سيد صادق سجادى

170

تاريخ برمكيان ( فارسى )

كار دشوار « 1 » خواهد شد . مهدى با مجاهدان و غازيان حمله كردند و شمشير در نهادند و در طرفة العين ديلميان را بشكستند و بيشترى از ايشان زير تيغ آوردند و بعضى را اسير و دستگير كردند و چندان غنايم به دست ايشان افتاد كه در حساب نيايد . و مهدى آنچه از خمس غنايم چيده و گزيده‌تر بود به خالد داد و اين حكايت به خدمت منصور پدر خود در قلم آورد . و از آن تاريخ عزّت و عظمت « 2 » برمكيان در دلهاى خاص و عام اهل اسلام نشست و بزرگى ايشان انتشار پذيرفت « 3 » و روز به روز كار خالد افزون شدن گرفت . خالد را پسرى آمد يحيى نام « 4 » كه در جملهء بزرگيها و مهتريها ثانى « 5 » خود نداشت و او را نه پسران مثل « 6 » جعفر و فضل پيدا آمدند كه حاتم طايى و معن « 7 » بن زايده ريزه‌چين خوان « 8 » كرم و سخاى ايشان گشتند . و اين مهدى كه بنياد برامكه از انعامات و اكرامات او مستحكم گشت ، پسر ابو جعفر منصور بود ، خود در « 9 » خلفاى بنى عباس همچون اويى در خلق و كرم و نوازش و بزرگى و هنرپرورى و اعتقاد پاكيزه و برآوردن شعار اسلام و ديندارى و برانداختن « 10 » فلاسفه و بدمذهبان « 11 » و انعام عام « 12 » از خزانه‌ها به مصرف رسانيدن « 13 » ، ديگرى « 14 » نبود . و هر آزارى و جراحتى كه پدر او منصور از براى ضبط ممالك و اندراس طرق « 15 » و طرايق مروانيان بر خلق كرده بود ، او همه را « 16 » بر هم نهاد و مالهاى مصادره باز داد و املاك به مالك راجع گردانيد « 17 » و در جملهء عدل و احسان آن كرد كه هيچ خليفه را آن‌چنان ميسّر نشد . و در مدت ده سال نيكنامى چنان حاصل كرد كه ديگرى را در قرنها آن‌چنان ممكن نباشد ، و خلافت و پادشاهى و همه امور دنيا را به جايى رسانيد كه دست ديگرى به آن نرسد و نيكى اوست كه در جهان باقى مانده است .

--> ( 1 ) . ك : مشكل . ( 2 ) . اساس : - عظمت . ( 3 ) . ك : - « و بزرگى . . . پذيرفت » . ( 4 ) . اساس ، ك : - يحيى نام . ( 5 ) . ك : همتايى . ( 6 ) . ك : همچو . ( 7 ) . اساس : معين . ( 8 ) . اساس : - خوان . ك : مايده . ( 9 ) . اساس : خوددو . ( 10 ) . ك : بر ديندارى و برانداخت . ( 11 ) . ك : بددينان . ( 12 ) . ك : - عام . ( 13 ) . يعنى اموال خزانه را صرف عطايا و انعامها و مصارف عمومى مىكرد . ( 14 ) . ك : - ديگرى . ( 15 ) . ك : طريق . ( 16 ) . ك : آن را . ( 17 ) . اساس : املاك را جمع گردانيد .